سفارش تبلیغ
صبا


تنها تو را می خواهم

مثل مادری که کودکش را از او جدا کرده اند

مثل نوزادی که تپش قلب مادرش را گم کرده

مثل قلبی که تا ثانیه ای دیگر خواهد ایستاد


تنها تو را می خواهم

مثل نفسی که دیگر نمی تواند ادامه دهد

مثل پرنده ای که نمی تواند نفس بکشد

مثل بغضی که قفل کرده و خفه می کند


بی تو بودن ارزشی ندارد

متلاشی خواهم شد

اگر قبول نکنی تا فدایت شوم


چقدر دنیا کوچک و بی ارزش است

چقدر تو بزرگ و بی نهایتی

چقدر آدمیان بیهوده می دوند، بی صاحبشان، دربه در و گم شده

همچون کورهایی که نمی دانند به کجا می دوند

فقط می دوند... و با چه سرعتی می دوند

و اندوه جهان را خفه خواهد کرد

و تو

چشم همه مایی

برگرد...

مولای مهربانم

برگرد

تنها تو را می خواهم

...



اللهم عجل لولیک الفرج

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی

 

یا صاحب الزمان #مهدی_موعود #یوسف_زهرا #انتظار #فرج

 

#عشق #نور #خدا #فقط_خدا #یا_صاحب_الزمان #یا_علی #امیرالمومنین_علی #مهدی_موعود #مادرانه #نی_نی #نماز_عشق #عشق_خدا #فقط_خدا #سیده_زهرا_رحمانی #zahra_shia#     #Zahra #Shia #1986    #سیده_زهرا_رحمانی   Zahra_shia #   تشنه_خدا #آغوش_خدا






تاریخ : یادداشت ثابت - شنبه 96/12/6 | 7:37 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

 

 

شب های روشن و بارانی

عشقی محکم و طوفانی

بارش نور مهتاب و شرشر اشک های پنهانی

همه سهم من از با تو بودن است

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی

 

گل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شماگل تقدیم شما

یا رب الحجة، بحق الحجة، اشف صدر الحجة

بظهور الحجة

 

ZahraShia1986 #Zahra_shia


ZahraShia313

#سیده_زهرا_رحمانی

شاعر دو کتاب شعر #بوی_کوچه_باغ_عشق و #شکر_عاشقم هنوز

از همراهی شما در وبلاگم کمال تشکر و سپاس رو دارم

یاعلی

 

یا صاحب الزمان # مهدی موعود #  یوسف زهرا # انتظار # فرج

#عشق #نور #خدا #فقط_خدا #یا_صاحب_الزمان #یا_علی #امیرالمومنین_علی #شاعر #شاعر_معاصر #شعر_معاصر #مهدی_موعود #مادرانه #نی_نی #نماز_عشق #عشق_خدا #فقط_خدا #سیده_زهرا_رحمانی #یاس #شاعرمعاصر #شاعر #zahra_shia#     #Zahra #Shia #1986    #سیده_زهرا_رحمانی   Zahra_shia #   تشنه_خدا #آغوش_خدا






تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/3/16 | 12:52 صبح | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

 

 

در و دیوار و سکوت

تپشی بی پروا

و نیازی در دور

و دری بسته به دریای حضور

آسمانی ابری

ابرهایی سنگین

سخت و خشک و تاریک

سخره هایی مغرور

 

عصر سنگین تحرک با فکر

مغزهایی فعال

روح هایی خاموش

قلب هایی تاریک

عقل هایی خفته

و عدالت شده محکوم به مرگ

در ایمان بسته

واژه نرم دعا نا مفهوم

 

چه کسی گفت که دل مانع فکر است...چرا

فکر فعال شده مانع پرواز و دعا

چه کسی گفت که یک بال بس است؟!

 

من همای ره خویشم و دو بالم را می خواهم

در همین عصر سکوت

آسمان آبی و زیبا و لطیف است پر از نور و صفاست

و پر از رامش عشق

 

من که خود می دانم

که دعا فکر مرا می شوید

و از آن فکر زلال

شوق پرواز چه جان میگیرد

تا رسیدن به یقین

تا عروج دل و دین

تا سر چشمه علم

تا حضور فریاد

 

فکر فعال من... امروز بیاندیش که باید برویم

سخره ها را بشکاف

تا رسیدن به خدا

مرگ در چند قدمیست

راه پرواز مهیاست به پا خیز در این عصر سیاه...

 

 

اثر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 






تاریخ : چهارشنبه 97/9/7 | 10:40 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

Related image

 

در پی نوری باز

در پی عشق کجا می گردی

عشق در دل جاریست

عشق یعنی نگه پر تپشت

عشق یعنی دل معصوم و پر از احساست

عشق یعنی باران

عشق یعنی یک گل

عشق یعنی آواز

عشق یعنی پر پرواز کبوتر در نور

عشق یعنی صدها گل سرخ

که شناور شده در رود زلال

عشق یعنی یک برگ

در میان دستان ترک خورده باد

عشق یعنی طوفان

عشق یعنی تو تعجب کنی از لطف و گذشت

عشق یعنی یک بغض

که ز شادی نگاهی چو تبسم شود آرام و لطیف

 

تا کنون شیهه اسبی نگران را دیدی؟

یا نوای غم مرغی تنها؟

یا که جان دادن یک بوته سرخ؟

یا فرار دل دیوانه آهو در نور؟

دیده ای چشم میان تب احساس شناور باشد؟

 

عشق سرشار میان نگه است

نور عشق است در این ظلمت شب های دراز

عشق معنای نگاهیست غریب

و صدای معصوم شبی بیدار است

و صدای باران

شرشر پاک نگاهی ویران

سیل ویرانگر آهی جانکاه

و غزل های قناری در غربت نور

نور... آه ای نور

دل کجا رفت که رفت

گر دلی را دیدی

خبرش را بده ای ساقی عشق

قاصدک رفت از این گورستان

و سحر نیست که ما را نگهی بگشاید

تک و تنها ماندی

و کسی نیست که یابد تو و دل را جانا

می درخشد نوری

می دوی مست و خراب

چشم بگشا... دیدی؟

آن همان عشق عمیق و زیباست

ابدی... بی پایان!

سیل باران اینجاست

نور و لطفی بی حد

و صدای نفسی گرما بخش

مستی و غنچه و نور

همه چیز... عشق اینجاست

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 

 






تاریخ : یکشنبه 97/8/13 | 3:15 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

Image result for ?برای تو?‎

 

آسمان گریه نکن

چشمه ها رفتنی اند

آب ها رفتنی اند

سبزی دشت و رخ خوب رخان رفتنی اند

 

آسمان گریه نکن

از چه اینگونه قرارت رفته

چه کسی قلب بزرگت به فشار آورده

ای تو کاشانه من

همه شب گریه تو صبر مرا می روبد

آسمان یار لطیفم دمی از نور بگو

آسمان چشم مرا باراندی

بغض چشمان لطیفت ز چه بیتاب شده؟

 

آسمان گریه نکن

چشم های پاکت

قلب من می فشرد

ز چه بی تابی تو؟

 

آسمان گریه نکن

من ز تو خسته ترم

و ز تو تنها تر

 

همه گل ها خشکند

همه گل ها پرپر

تو مگر در غم خود تنهایی؟

ما همه گم شده ایم

چه کنیم گر که نداریم مهی در دل خویش

آسمان گریه نکن

آسمان خوب ببین

آسمان شاد بخند

آنگه محبوب دل ماست درون دل ماست

چشم زیبای دلت را بگشا

و ببین عشق عظیمی که تو را می خواند

 

دیگر آرام بگیر

اشک تو بس زیباست

به من آرام نگه کن که نگاهت زیباست

 

تو چه آرام شدی

حال من می بارم

عشق اینجا سرشار

عشق اینجا زیباست

عشق اینجا بی حد

چه تمنای لطیفی که جهان می پاید 

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 






تاریخ : یکشنبه 97/8/13 | 3:2 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

 

http://s8.picofile.com/file/8323094126/wp_image_143605109.jpg


بیا به روی پلک های آسمان

نگاه کن به ابر های بی امان

و عطر خود روان نما

دلم چه بی قرار و بی امان هنوز هم

تو را میان لاله ها صدا کند

هنوز هم صدای تو

مرا لطیف میکند

و نام تو...

چه شورشی درون دل به پا کند

آه ... ای عزیز دل

دلم برای دیدنت

برای یک نگاه تو

تمام جان فدا کند

ای تمام عشق و آرزو و هستی ام

میان خاطرات من نهان شدی

میان دشت های آرزو

عاقبت دمی رسد که من به تو نگه کنم

دمی که راز عشق من میان آن نهفته است

ای بلور پاکی از نگاه تو صفا گرفت

بیا به چشمه سار بی دریغ

کنار قلب مهربان و ساده ام

کنار عشق پاک و مست و ماندنی

میان سالهای التهاب و تلخ من

عشق تو هنوز هم مقدس و لطیف مانده در دل پر از گناه و تار من

عشق تو...

تو ای زلال تر ز چشمه بهشت های جاودان

ای صفای آسمان

ای تو آسمان من

سرو سبز کوچه خیال من

ای صداقت عمیق و ریشه ای درون روح و جان من

من تو را درون آن نگاه بی ریا و بی دریغ تو شناختم

من تو را شناختم

آه... ای همیشه در خیال من

 

رفته ام از عشق تو به کوه باصفا و سبز آرزو

و دست برده ام به سوی آسمان نور

خدا خدا نموده ام برای چشم های پاک تو

دگر وصال تو نجسته ام ولی تو را سپرده ام

به دست آشنای خویش

خدای مهربان خویش

خدای مهربان که عشق را درون قلب ما نهاد

ای صفای آسمان

ای سکوت بی کران

هر شب آسمان به عطر تو نوا دهد به لحظه ها

آسمان که گشته گاهواره ات

من تو را ستو ده ام

خوش به حال تو

تویی که آسمان درون توست

و تو میان آسمان

از آسمان مرا نگاه می کنی

اشک های من به پای خود روانه می کنی

مهر خویش را از آن مکان به سوی من سیل می دهی

و باز هم دعای من برای تو روانه می شود

 

قلب من فدای تو

چشمه های پر خروش عشق من برای تو

سلام گرم تو برای من

و نرمش لطیف و لرزش صدای من برای تو

بوی خوب خنده ات برای من

ترس و اضطراب و خنده های شادمانه ام برای تو

 

شبانگه است ای لطیف تر ز چشم نرگس و سمن

و عطر تو چه پر شده درون لحظه های عشق

رخت چو ماه بر خیال آبی ام بتابد و به عشق تو

تمام آسمان خود سیاه تر نموده ام

که خوب تر ببینمت

 

باز هم چه خسته تکیه داده ام

به سخره های سنگی و

نگاه من

به سوی تو

به سوی یک خیال سبز

حس سرخ احتیاج

حس تلخ دوریت

حس گنگ زندگی درون لحظه های آبیم روان شده

ای تو اهل آسمان

سرزمین خاکی ام مرا به درد آورد

کی رسد که پر کشم به سوی تو

به سوی دشت آبیت

آه من از عشق تو

خنده ات به عشق من

فدای خنده های تو

...

خنده ات به روح من صفا دهد

خنده ات به درد دل شفا دهد

خنده ات به روح و جان جلا دهد

 

بیا به خواب من به جان لاله های سرخ عشق

به جان نرمی عبور تو

به جان سادگی تباری حضور من

ای پرستوی رفته از دیار من

...

در دیار آسمان برای من دعا بکن

من فدای تو

تو ای کبوتر سپید من

تمام من فدای تو

 

تو در میان قلب من همیشه زنده و خوشی

در دلم پر از نفس پر از نگاه گرم توست

هنوز یاد تو مرا جوان کند

هنوز عشق تو... گرم و پاک و روشن است

آه های عاشقانه ام هنوز از نگاه توست

تو که بوده ای که بعد تو دلم تو را رها نکرد

خواهشی هنوز در دلم پر از جوانه است

در آسمان مرا بخوان

مرا بسوی خویشتن بخوان

و از خدا بخواه تا مرا از این زمین سرد رها کند

تا شوم چو تو

اهل آسمان

آبی و لطیف و خوب

مثل تو

ای عزیز قلب خسته ام

اشک های من فدای چشم های مهربان و صادقت

عاشقانه دوست دارمت

مرا بخوان...

 

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 

 

 






تاریخ : یکشنبه 97/8/13 | 2:47 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

 

آسمان مجنون است

سخره ها بی باکند

و عقابی به ره مقصد خود در پرواز

آهوان بی پروا

قاصدک نامه به کف دارد و یک راه دراز

رو بسوی ملکوت

چه تماشاگه پر غوغاییست

 

اسب ها در پی پرواز هنوز

نعل ها می سایند

همگی پر تپش و بی تردید

ره سر منزل خود می یابند

 

عاقبت عشق چنین معنا داد

همگی در گذر از شوق طربناک توییم

ای غریبانه ترین وصل بیا

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 

 

 






تاریخ : یکشنبه 97/8/13 | 2:39 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

 


نشسته ای بروی چشم های من

و حرف می زنی برای آشنای خویش

 

ساکتی

پر از لطافتی

سرو خوش خرام کوچه های بی کسی

ملال خستگی ز قلب من زدا

و حرف های خویش را برای من بگو

گوش می دهم

با تمام روح و جان

گوش می دهم تو را

 

آسمان میان ماست

آسمان تویی ، منم

 

قسم به رعد چشم های خسته ات

قسم به قلب بی پناه

قسم به ابتدا و انتهای عشق

دوستی میان ما

معنی نهایت است

 

نگاه کن به آسمان

کنون شبیست بی نظیر

شب چه روشن است میان در میان چشم های ما

آسمان درون چشم های توست

 

تمام من بدست توست

تو خود منی همان که گم شدی در ازدحام خاطره

 

باز هم بشین درون چشم های من

حرف های خود بگو در آن سکوت بی نظیر

به لحن آبی و زلال و مهربان خویش

 

 

آه ای عزیزتر ز هر چه شادی و نشاط و شور

جان من تمام آسمان من تویی

 

 

کنون دراز مدتیست

من تو را ندیده ام

قرن های بی کسی و ملتهب ز زندگی رخت می کنند

 

بیا در این شب عیق و شاد و خوب

برای من دعا نما

دعا برای آسمان بی دریغ

دعا برای چشم های بی نوا

اشک های بی ریا

 

دعای تو درون آسمان حرف می زند

آسمان با صدای تو گریه می کند

آه ای سرو آبی دلم

برای من دعا نما

 

حس احتیاج من به تو چه ناله ها به سر کند

ای صفای آشنا

برای من دعا نما


 

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 

 

 

 






تاریخ : یکشنبه 97/8/13 | 1:26 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

Image result for ?باران عشق خدا?‎

 

 

دمی از فرط تنهایی

برای عشق پاکمان دعا کردم

 

به یاد آرم شکوه اولین لحن نگاه گرم و معصومت

و من بی اعتنا از تو

دویدم تا لب دریای آزادی

ولی از یاد چشمان عمیق تو

درون لحظه ای آبی

غم عشقت صدا کردم

شدم مجنون بی پروا

شدم تشنه به باران نگاه تو

دویدم تا بنوشم جام چشمانت

ولی دیگر نبودی تو

نمی دانم کجا رفتی

 

پس از تو کوچه ها پر شد ز دریای گذار این و آن اما

من از دنیای بی شرم حیات و غربت پاکی

بر عشق تو دعا کردم

. . .

تو را دیگر ندیدم من

به پای تو نشستم ... آتش عشقت مرا سوزاند

 به بادم داد ومن با شوق می آیم به سوی تو

. . .

اگر بوی مرا روزی

به دستان نسیمی پاک حس کردی

اگر باران مرا شست و درون جویباران چشمان محزون مرا دیدی

اگر در خاک یا در چشمان گلی زیبا

مرا با مهر بوئیدی

فقط قدری دعایم کن

ای محبوب دیرینم

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 






تاریخ : شنبه 97/8/12 | 8:16 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()

Related image

 

یادم آید که شبی با تو شدم غرق صفایی

چه صفایی

شدم آن مست دل آرام خدایی

چه نوایی

یادم آید که دم درگه عشقت

شدم آن مست و گدا و همه جایی

چه گدایی

یادم آید که ز عمق دل مستم شدم آن ابر بهاری

چه بهاری ، چه حضوری ، چه دعایی

 

و تو آن اوج کمالات و من آن قاصدک خسته و تنها

و تو آن اوج لطافت

و تو آن نور عظیمی و من آن نیمه شب تارم و تنها

و ز نورت چه جهانی به دلم دیده گشاده

 

من که سرتاسر عمرم چه تهی بودم و عشقت

چه صفا داده دلم را

 

و تو گفتی که تو طفلی و توان ره پر رنج و مصیبت نتوانی

از من اصرار و تو انکار

سیل اشگ و غزل و نور و لطافت

تو پر از لطف و پر از خنده آرام و پر از مهر و متانت

و من و هق هق خسته

من و فریاد نیازم

...

و تو رفتی و صدای ره آن شب

چه غزلوار مرا می خواند

 

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #شهید #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 






تاریخ : شنبه 97/8/12 | 8:13 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.