سفارش تبلیغ
صبا

 

پرسیدم از دل خویش تا کی توان سفر کرد

گفتا به اوج مستی باید ز دل گذر کرد


گفتم چگونه باید بودن به راه عرفان

گفتا ز هر چه زشتی در عمق شب حذر کرد


گفتم که جام ساقی در ساغم روان کن

گفتا همیشه باید خون جاری از جگر کرد


گفتم همیشه در دل غم ها نهفته دارم

گفتا گلت نگه کن او هر دلی به در کرد


گفتم به رسم فرهاد کندم ستون دل را

گفتا عجب نوایی کاین هر دلی چو زر کرد

گفتم به درد دل ها کی می رسد دوایی

گفتا به راه مستی عقلت بسی شرر کرد

گفتم توان ندارم از درد تلخ هجران

گفتا به رسم باران باید ز ره گذر کرد

گفتم که اشک خونین بارد همیشه از دل

گفتا عجب کمالی در نرگست نظر کرد

گفتم مرا مسوزان ای یاس مهربانم

گفتا بچش که باید از جان به جان سفر کرد

 

 

شاعر: سیده زهرا رحمانی


#سیده_زهرا_رحمانی
#شاعرمعاصر #شاعر #معاصر #زهرا # عشق #خدا #باران #تنهایی #نور #تکیه_گاه #غم # آرامش #نور #نور_خدا #باران_نور #شعر #غزل @غزل_عشق #شکر #عاشقم #هنوز  #نور #خدا #عشق #شهید #عشق_خدا #باران_عشق #شکر_عاشقم_هنوز #عشق_خدا #سیده_زهرا_رحمانی_یاس
#یاس

برگرفته از کتاب شکر عاشقم هنوز از سروده های سیده زهرا رحمانی

 






تاریخ : جمعه 97/6/30 | 2:25 عصر | نویسنده : سیده زهرا رحمانی / Zahra Shia | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.